دنيا ميدان نبرد است و بايد با غيرنظامي‌ها در جهان ارتباط برقرار كنيم

به گفته معاون وزارت امور خارجه آمريكا در ديپلماسي عمومي و امور عمومي، آمريكا بايد بر اساس اين نظريه كه كل جهان عرصه نبرد است، تلاشش را متوجه برقراري ارتباط با جمعيت غير نظامي دنيا كند.

به گزارش  جنگ نرم "جوديت اي. مك‌هيل " معاون وزارت امور خارجه آمريكا در ديپلماسي عمومي و امور عمومي، طي سخنراني در "شوراي روابط خارجي " آمريكا اظهار داشت: تا همين چند وقت پيش منتظر بوديم دنيا سراغ ما بيايد، اما اكنون كه هرم قدرت در دنيا وارونه شده، ما بايد سراغ دنيا، و نه فقط دولت‌ها، بلكه مردم عادي و نخبگاني برويم كه تا پيش از اين ناديده مي‌گرفتيم. در بخش چهارم اين مصاحبه، وي از تلاش‌هاي آمريكا براي برقراي ارتباط با مردم غير نظامي و در مناطقي كه امريكا درگير جنگ با آنها نيست، سخن مي‌گويد.

* مردم تونس انقلابشان را براي خودشان مي‌دانند و دوست ندارند آمريكا، يا كشورهاي ديگر اين انقلاب را به كام خود كنند

مجري جلسه: وقتي كه شما به تونس رفتيد و با مردم صحبت كرديد، آيا از نگرش مردم تونس، كه از ابتدا تفكرات ضد آمريكايي نداشته‌اند، نسبت به آمريكا هم اطلاعاتي به دست آورديد؟ آيا داده‌هايي در اين مورد گردآوري كرديد؟ چه نتيجه‌اي گرفتيد؟

مك‌هيل: من با مردم زيادي از گروه‌هاي متفاوت برخورد داشتم. شرايط آنجا به دليل همين گذاري كه از ديكتاتوري به دموكراسي دارند واقعاً منحصربه‌فرد بود. درون‌مايه‌هايي كه من از عقايد مردم آنجا دستگيرم شد اين بود كه آنها خيلي به انقلابشان افتخار مي‌كنند. اين انقلاب خود آن‌هاست و آنها دوست دارند ديگران آن را به خوبي درك كنند.
بنابراين، دوست ندارند كه كس ديگري بيايد و اين انقلاب را به نام خودش يا به كام خودش كند. پس نه فقط از آمريكا، بلكه از كشورهاي ديگر هم انتظار دارند كه انقلاب آنها را درك كنند و به آن احترام بگذارند.

* جوانان خاورميانه نسبت به سياست‌هاي آمريكا در خاورميانه بدبينند و عليرغم اين مسأله باز هم دوست دارند در گفتگوها و بحث‌هاي ما به شيوه‌هاي جديد شركت كنند

در ميان جوانان خاورميانه، اين بدبيني نسبت به سياست‌هاي آمريكا در خاورميانه را شاهديم و همچنان هم ادامه دارد. عليرغم اين مسأله و با توجه به دوران گذاري كه مردم مصر و تونس از سر مي‌گذرانند، اين جوانان باز هم دوست دارند در گفتگوها و بحث‌هاي ما به شيوه‌هاي جديد شركت كنند. جامعه بازتر شده است. باور من هم اين است كه با ادامه دادن اين روش و شركت در مباحثات و گفتگوها و پرسش و پاسخ‌هاي تند و تيز، پيشرفتي روبه‌جلو خواهيم داشت.

* دختري كه حرف زدن با ما را خيانت به كشورش مي‌دانست، در نهايت گفت كه عليرغم مخالفت با برخي سياست‌هاي ما، از خودمان خوشش آمده است

اجازه دهيد مثالي بزنم. يك روز دختر دانش‌آموزي آمد پيش من و گفت راستش خجالت مي‌كشم بگويم، ولي دوستانم مي‌گفتند اگر بيايم با شما حرف بزنم خائنم و به كشورم خيانت كرده‌ام. بعد ادامه داد: اما من بايد به شما مي‌گفتم كه از آمريكا متنفرم. از همه كارهايي كه شما مي‌كنيد بيزارم. ولي باز هم دوست داشتم بيايم و به حرف‌هايتان گوش كنم.
و خلاصه مي‌گفت كه خودش از گفتن اين حرف‌ها خجالت مي‌كشد. من به او گفتم لازم نيست خجالت بكشد! گفتم بيا در موردش صحبت كنيم. اين بود كه سر ناهار درباره نگراني‌هاي او حرف زديم كه موضوعات گسترده‌اي را در بر مي‌گرفت، ولي من به همه آنها گوش كردم و در انتهاي روز گفت هنوز هم از بعضي حرف‌هايي كه مي‌زنيد خوشم نمي‌آيد، اما شما را دوست دارم و خوشحالم كه دولت آمريكا آمده اينجا تا با من حرف بزند.
به نظر من اين اتفاق خيلي خوبي بود.

مجري جلسه: يك حركت رو به جلوبود.

مك‌هيل: بله، حركتي رو به جلو بود.

* رابطه ما با پنتاگون هم خوب است و بودجه ما را افزايش داده‌اند

مجري جلسه: پيش از آنكه پرسش و پاسخ را شروع كنيم يك پرسش ديگر مي‌پرسم. وقتي شما بعد از هشت سال فعاليت دولت پيشين وارد اين حوزه شديد، در پنتاگون تمركز زيادي در باب ارتباطات راهبردي بود؛ و ما داستان‌هاي زيادي در مورد كارهاي متفاوت آنها مي‌شنيديم. ارتباط شما با آنها چطور بوده؟ آيا توانسته‌ايد اين نقش در حيطه سياست خارجي را از پنتاگون دور نگه داريد؟

مك‌هيل: رابطه ما با پنتاگون خيلي خوب بوده. ارتباط بين ما هميشه خوب بوده؛ و اين ارتباط از سطوح بالا، يعني از رابطه بين رابرت گيتس و كلينتون آغاز مي شود و تا پايين گسترش مي‌يابد؛ گيتس از همان ابتدا گفت كه وزارت امور خارجه با كمبود منابع مواجه است. البته هنوز پولي را كه گفته‌اند به حساب‌هاي ما منتقل نكرده‌اند، اما در راه است.
اما در مورد مسأله‌اي كه شما مشخصاً به آن اشاره كرديد؛ اوايل دولت بوش، بودجه ارتباطات راهبردي وزارت دفاع تقريباً 50 تا 60 ميليون دلار بود. اواخر اين دولت، اين بودجه به يك ميليارد دلار رسيده بود. بنابراين، در اين هشت سال افزايشي 900 ميليون دلاري داشتيم. چيزي نزديك به 6,600 درصد افزايش در سرمايه‌گذاري اين بخش.
بخشي از اين تغييرات و افزايش‌ها هم برمي‌گردد به فلسفه و نوع نگاه ما، يعني فلسفه دفاع و فلسفه نظامي قرن بيست و يك، كه مي‌گويد در ميدان نبرد بايد بر جمعيت غيرنظامي تأثير بگذاري.

* با توجه به نظريه جنگ سالاري، كل دنيا ميدان نبرد است و براي آمادگي در اين ميدان بايد با جمعيت غيرنظامي ارتباط برقرار كنيم

ما تأثير اين مسأله را به چشم خود ديديم. اين آشكارا همان چيزي بود كه "ژنرال پترائوس " (فرمانده نيروهاي نظامي آمريكا در عراق) هم جزء اصول مهم كارش قرار داده؛ و چيزي است كه در عراق هم به دنبالش بوديم و در افغانستان و قسمت‌هاي ديگر هم دنبال مي‌كنيم.
اگر اين نظريه را قبول داشته باشيم كه ما درگير جنگي جهاني عليه تروريسم - يا هر اسم ديگري كه مايليد روي آن بگذاريد - هستيم، يا اينكه در دنياي امروز هر كشور يا بخشي از جهان مي‌تواند ميدان نبردي باشد، نتيجه مي‌گيريم كه كل دنيا ميدان نبرد است. براي اينكه در اين ميدان آماده باشيم، بايد با جمعيت غيرنظامي ارتباط برقرار كنيم.

* در حال حاضر مشغول برقراري توازن مجدد و يافتن راه‌هاي جديد هستيم زيرا بودجه مالي كافي براي ما فراهم نمي‌كنند

اما اكنون در نقاطي از جهان مشغول گفتگو با مردم هستيم كه جنگي با آن‌ها نداريم - حالا وضعيت افغانستان و عراق كمي متفاوت است - پس بهتر است اين گفتگوها با مردم عادي و غيرنظامي باشد. پس در حال حاضر مشغول برقراري توازن مجدد هستيم و با اين وضعيت مالي كه اكنون داريم، زياد خوش‌بين نيستم كه توانايي كارهاي ديگري داشته باشيم؛ با اين تفاصيل ما بايد راه‌هايي براي همكاري پيدا كنيم؛ و اين چيزي است كه روي آن تمركز داشته‌ايم: اينكه واقعاً چطور با هم ارتباط برقرار كنيم ...

مجري جلسه: منظورت از "اين وضعيت مالي " اين است كه هرگز بودجه‌اي كه در اندازه اين كار باشد به دستت نمي‌رسد؟

مك‌هيل: بله، بله، حق با شماست؛ و سياست‌گذاران هم از اين چشم‌انداز نگاه مي‌كنند كه خب، ما اينجا هستيم و آن‌ها آنجا. آن‌ها هم بايد بيايند اينجا تا بودجه لازم فراهم شود. هيچ‌وقت به عكسش فكر نمي‌كنند كه آنها بايد بيايند و آن موقعيت‌ها را از نزديك ببينند.

مجري جلسه: درست است.

*بايد در هر منطقه‌اي از جهان كه هستيم راه‌هايي براي مشاركت بيشتر بيابيم

مك‌هيل: پس به نظر من بهترين راهي كه پيش رويمان قرار دارد، يافتن راه‌هايي است براي اينكه بتوانيم با هم كار كنيم؛ ما بايد اين راه‌ها را در كشورها يا مناطقي از جهان كه در آن‌ها مشغول كاريم، حالا يا آفريقا، يا آمريكاي لاتين يا مناطق ديگري كه در آن حضور داريم، پيدا كنيم؛ و اينكه بايد راههايي پيدا كنيم براي اينكه گفتگوها به چه شكلي باشند، آيا بايد مردم عادي هدايت آن را به عهده بگيرند يا وزارت دفاع؛ و با توجه به اين عوامل، به دنبال راه‌هايي براي مشاركت بيشتر باشيم. اين كاري است كه برايش تلاش مي‌كنيم.

مجري جلسه: عالي است. حالا مي‌رسيم به پرسش‌ها. از حضار محترم مي‌خواهم كه ابتدا خودشان را معرفي كنند و بعد منتظر بلندگو بمانند. شما لطفا ... "وارن "، تو را شناختم!

* مسئله رويكرد چند بعدي به ديپلماسي عمومي و تشكيل ائتلاف براي آن

پرسشگر: "وارن هوگ " هستم، از مؤسسه صلح بين‌الملل. "جوديت مك‌هيل "، ديپلماسي عمومي ماهيتي ملي دارد. شما درباره نظرات آمريكايي‌ها، نگرش آمريكايي‌ها، ارزش‌ها و راه‌حل‌هاي آمريكايي حرف مي‌زنيد. اما در حوزه‌هاي ديگر سياست خارجي، چندبعدي‌تر عمل مي‌كنيد. پرسش من اين است: آيا رويكردي چندبعدي به ديپلماسي عمومي داريد؟ آيا اين رويكرد را در پيش گرفته‌ايد؟ آيا كشورهاي ديگري هم هستند كه با آن‌ها همكاري داشته باشيم؟ ما براي پويش (كمپين) هاي نظامي ائتلاف تشكيل مي‌دهيم، آيا براي ديپلماسي عمومي هم ائتلاف تشكيل مي‌دهيم؟

* ما در جايي كه مناسب است رويكردي چندبعدي در ديپلماسي عمومي در پيش مي‌گيريم چون پيامي كه به اين شكل منتقل مي‌كني قوي‌تر و بهتر است

مك‌هيل: ممنونم. پرسش فوق‌العاده‌اي است. پاسخش هم مثبت است. بله، تشكيل مي‌دهيم، زيرا با شما موافقم كه مي‌توانيم چنين كاري بكنيم و بايد در جايي كه مناسب است رويكردي چندبعدي در ديپلماسي عمومي در پيش بگيريم. مثلاً همين كارهايي كه در تونس مي‌كنيم، فقط اين نيست كه روزنامه‌نگاران آمريكايي را به تونس ببريم، بلكه از همتايان آن‌ها در اروپاي غربي، آمريكاي لاتين و روزنامه‌نگاران فرانسوي هم استفاده مي‌كنيم.
من به تازگي مكالمه‌اي داشتم با همتايم در برزيل. ما داريم با هم برنامه‌اي مربوط به موسيقي طراحي مي‌كنيم تا جوانان برزيلي و جوانان آمريكايي را كنار هم قرار دهيم و آن‌ها را براي اجراي برنامه به موزامبيك ببريم. به اين شكل، ما مي‌توانيم همكاري چند دولتي داشته باشيم - دولت موزامبيك، دولت برزيل، و دولت آمريكا در كنار هم. در آسيا و نقاط ديگر هم به دنبال اين فرصت‌ها هستيم، چون به گمان من پيامي كه به اين شكل منتقل مي‌كنيم و مشاركتي كه طي اين كار به وجود مي‌آيد قوي‌تر و بهتر است. پس پاسخ شما مثبت است. ما به دنبال راه‌هايي بيشتر براي همكاري با كشورهاي ديگريم.