-این که آنان از بودن در دوران کودکی ملول میشوند.

-عجله دارند زودتر بزرگ شوند وبعدحسرت دوران کودکی رامیخورند.

-اینکه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول میکنند و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتیشان میکنند.

-اینکه با نگرانی نسبت به آینده زمان حال فراموششان میشود،

آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند،نه درحال.

-اینکه چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد.

-وچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.

خداوند دستهای مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم

بعد پرسیدم....

به عنوان خالق انسانها میخواهید آنها چه درسهایی از زندگی را یاد بگیرند؟

خدا با لبخند پاسخ داد....

-یاد بگیرند نمیتوان دیگران را مجبور به دوست داشتن کرد،

اما میتوان محبوب دیگران شد.

--یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.

--یاد بگیرند ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد ،بلکه کسی ست که نیاز کمتری دارد!

-یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه میتوان زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشان دارند ایجاد کنند ، و سالها

وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.

-با بخشیدن بخشش را یاد بگیرند.

-یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند،اما بلد نیستند احساسشان را ابراز کنند و نشان دهند.

-یاد بگیرند که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند وآن را متفاوت ببینند.

-یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند،بلکه خود نیز باید خود را ببخشند.

-و یاد بگیرند که من اینجا هستم

******************* همیشه ******************* always